نسل طوفان

وبلاگی برای معرفی شهدای آبادان و خرمشهر

وبلاگی برای معرفی شهدای آبادان و خرمشهر

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۲۴ مطلب با موضوع «نویسنده :: معرفی کتاب» ثبت شده است

معرفی کتاب در مورد دفاع مقدس آبادان2

| يكشنبه, ۳۱ مرداد ۱۳۹۵، ۰۵:۱۷ ب.ظ

شطرنج با ماشین قیامت - داستانهای شهر جنگی


داستانهای شهر جنگی

نویسنده: حبیب احمدزاده

انتشارات: سورهء مهر

 

شطرنج با ماشین قیامت

نویسنده: حبیب احمدزاده

انتشارات: سورهء مهر

 

یکشنبهء آخر - نوشتم تا بماند

یکشنبهء آخر

نویسنده: معصومه رامهرمزی موسایی پور

انتشارات: سورهء مهر

 

نوشتم تا بماند

نویسنده: مرحوم آیت الله جمی(ره)

انتشارات: سورهء مهر

 

گنجینهء رنج

گنجینهء رنج

نویسنده: رضیّه غبیشی

انتشارات: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدّس استان خوزستان

معرفی کتاب

| چهارشنبه, ۳۰ تیر ۱۳۹۵، ۰۵:۱۷ ب.ظ

کتابهای فراوانی در خصوص جنگ آبادان نگاشته شده است؛ امّا چند کتاب الحق و الانصاف تا حدود بسیار زیادی توانستند حق مطلب را دربارهء این شهر مظلوم اداء نمایند، از آن جمله این چند کتاب که خواندن آنها را به تمامی مشتاقان آبادان توصیه می نمایم:

نخلها و آدم ها - آبادانِ من

آبادانِ من

نویسنده:نعمت الله سلیمانی خواه

انتشارات: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدّس

نخلها و آدم ها

نویسنده:نعمت الله سلیمانی خواه

انتشارات: بنیاد حفظ آثار و نشر ارزشهای دفاع مقدّس

لحظه‌های پیش از خواب

| دوشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۲:۱۴ ق.ظ
 
نویسنده: محمدحسین قدمی
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: تاریخ
نوبت چاپ: پنجم
تاریخ چاپ: ۱۳۹۰
شمارگان: ۲۵۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۴۱۵ صفحه
 
 

جشن حنابندان

روز و شبی چند در لحظه‌های پیش از خواب، در فضائی عطرآگین و مصفا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی این کتاب به خواننده‌ی خود عطا می کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم.

روز و شبی چند در لحظه‌های پیش از خواب، در فضائی عطرآگین و مصفا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی این کتاب به خواننده‌ی خود عطا می کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم، هم بر آن قطره‌ی عشقی که در جان این نویسنده افکنده و چنین زلال اندیشه و ذوقی را بر قلم او جاری ساخته است، و هم بر آن دست قدرتی که نقشی چنان بدیع و یکتا بر صفحه‌ی تاریخ معاصر پدید آورده و صحنه‌هائی که افسانه وار از ذهن و چشم بشر این روزگار بیگانه است، در واقعیت زندگی این نسل از ملت ایران نقش زده است .. له الحمد حمد الحامدین ابدا لآبدین.

بیشتر فضیلت هائی که تاریخ انسان را زیور بخشیده و آرایش داده و مشعل و راهنمای افراد بشر شده است محصول لحظه‌ی پرباری از زندگی یک یا چند انسان است، صبر، زهد، امتناع، گذشت، شجاعت، صدق، ایثار، و .. همه‌ی فضائل بشر که در سرگذشت او می‌بینیم از این قبیل است. هزاران لحظه‌ی پربار در هر روز و شب حماسه‌ی هشت ساله‌ی ملت ایران مکنون است و هر که با نگاهی هنرمندانه آن ها را ببیند و با قلمی هنرمندانه آن را ثبت و ماندگار کند و پیش از اینها، با توفیقی الهی به این همه دست یافته باشد، مشعل رهروان معراج انسانی را جانمایه و فروغ بخشیده است و این کتاب و نویسنده‌اش در آن زمره‌اند. ۱۳۷۰/۱۱/۰۶

معرفی کتاب جشن حنابندان

| چهارشنبه, ۹ دی ۱۳۹۴، ۱۲:۰۹ ق.ظ
 
نویسنده: محمدحسین قدمی
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: تاریخ
نوبت چاپ: چاپ پنجم
تاریخ چاپ: ۱۳۹۰
شمارگان: ۲۵۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۴۱۵ صفحه
 
 

گزارش‌هایی ساده و صمیمی از جنگ

خاطرات مورد استفاده‌ی نویسنده در این کتاب، اغلب کوتاه و با زبانی ساده و صمیمی بیان شده است به‌طوری که خواننده از خواندن آن خسته نمی‌شود؛ چراکه هر موقعیت و لحظه‌ای را دقیق و خلاصه مطرح کرده و از شرح جزئیات اضافی پرهیز نموده است.

گزارش‌نویسی زبان دقیقی است برای بیان یک حادثه. در میان تمامی شیوه‌های معمول برای نگارش، استفاده کردن از گزارش‌نویسی، بهترین راه برای انتقال یک حادثه از محل وقوع آن تا دوردست‌هاست. یک گزارشگر سعی می‌کند با یاری جستن از جزئی‌ترین اطلاعات موجود در محل حادثه،‌ کامل‌ترین تصویر را در قالب کلمات ارائه دهد.

کتاب «جشن حنابندان» شامل ۲ گزارش از دو عملیات در مناطق جنوب و غرب کشور است که محمدحسین قدمی این گزارش‌ها را از میان خاطرات رزمندگان «لشگر ۲۷ محمد رسول‌الله» گردآوری نموده است.

گزارش اول کتاب در طول عملیات کربلای ۵ نوشته شده و گزارش دوم آن که مربوط به عملیات بیت‌المقدس ۴ و در مناطق غربی کشور و بخشی از خاک عراق است، به سفارش شهید سید مرتضی آوینی و برای مجموعه‌ی روایت فتح نوشته شده است.

کتاب در گزارش اول که مربوط به وقایع ۱۰ آذر ۱۳۶۵ تا ۹ بهمن ۱۳۶۵ است سعی دارد مراحل ثبت‌نام و اعزام به جبهه، آماده شدن و آموزش دیدن در پادگان، نحوه‌ی آشنایی نویسنده با همرزمانش، توضیحاتش از شب‌ها و روزهای اردوگاه، نامه‌های بچه‌های دبستان به رزمندگان، شوق‌شان برای رفتن به مناطق عملیاتی و لحظه‌شماری برای اعزام به خط مقدم و روحیات و فضایل اخلاقی رزمندگان را گزارش کند. در بخش دوم کتاب که مربوط به وقایع اول آذر ۱۳۶۶ تا ۱۳ فروردین ۱۳۶۷ است، نویسنده موضوعاتی همچون عملیات والفجر 5 و اوضاع و احوال شهر حلبچه، فرماندهان و مناطق عملیاتی، آسیب دیدن چشم‌هایش، شهادت رزمندگان و وصیت‌نامه‌هایشان و خداحافظی‌اش از جبهه را شرح داده است.

قدمی درباره چگونگی شکل‌گیری این اثر می‌گوید: «سال ۱۳۶۵ مسئول صفحه جبهه و جنگ روزنامه «صبح آزادگان» بودم. تشویق و ترغیب دوستان نویسنده، مرا وادار به نوشتن خاطرات و گزارش‌های مستمر کرد تا جایی که توسط این نوشته‌ها با شهید مرتضی آوینی آشنا شدم و به سفارش ایشان این مطالب در قالب کتاب «جشن حنابندان» در سال ۱۳۶۸ به چاپ اول رسید. ما دنبال دسته و گروهی در جنگ بودیم که دارای تیپ و شخصیت‌های مختلف باشند. پس از تحقیق و بررسی این گروه را در گروهانی از لشکر ۲۷ محمد رسول الله(ص) یافتیم. کار را از خانه، مدرسه، مسجد و محل کار شروع کردیم. زندگی با آنان را در پادگان‌ها، رزم‌های شبانه، لحظات تنهایی و راهپیمایی‌های روزانه در سرما و سختی و در غم و شادی بررسی کردیم که حاصل کار در قالب کتاب «جشن حنابندان» آورده شده و از آن فیلم مستند ۴ قسمتی «دسته ایمان» تولید و در برنامه‌های روایت فتح پخش شد. این فیلم مستند، گزارش اول کتاب «جشن حنابندان» را شامل می‌شود و گزارش دوم شرح مکتوب همراه با عکس و تفصیلات سفر جنوب و خاطرات تلخ و شیرین زندگی با دسته ۳ از گروهان ۳ گردان حمزه سیدالشهداء لشگر ۲۷ محمد رسول‌الله(ص) تا عملیات کربلای ۵ را دنبال کرده است.»

خاطرات مورد استفاده‌ی نویسنده در این کتاب، اغلب کوتاه و با زبانی ساده و صمیمی بیان شده است به‌طوری که خواننده از خواندن آن خسته نمی‌شود؛ چراکه هر موقعیت و لحظه‌ای را دقیق و خلاصه مطرح کرده و از شرح جزئیات اضافی پرهیز نموده است. خاطرات رزمندگان در شب‌های قبل از عملیات و شوخی‌ها و حالات و روابطی که تنها و تنها در آن موقعیت‌ها اتفاق می‌افتاد به خوبی در این گزارش‌ها به تصویر کشیده شده است.

رهبر معظم انقلاب در تقریظی بر این کتاب نوشته‌اند: «روز و شبی چند در لحظه‌های پیش از خواب، در فضائی عطرآگین و مصفا و در معراج شور و حالی که سطور و کلمات نورانی این کتاب به خواننده‌ی خود عطا می‌کند، سیر کردم و خدا را سپاس گفتم، هم بر آن قطره‌ی عشقی که در جان این نویسنده افکنده و چنین زلال اندیشه و ذوقی را بر قلم او جاری ساخته است، و هم بر آن دست قدرتی که نقشی چنان بدیع و یکتا بر صفحه‌ی تاریخ معاصر پدید آورده و صحنه‌هائی که افسانه‌وار از ذهن و چشم بشر این روزگار بیگانه است، در واقعیت زندگی این نسل از ملت ایران نقش زده است ... له الحمد حمد الحامدین ابدا آلابدین.»

محمد‌حسین قدمی که سال‌ها معلمی کرده است، سال ۱۳۵۴ فعالیت فرهنگی خود را به سفارش شهید محمد‌علی رجایی آغاز کرده است. او از سال ۱۳۶۷ به جمع نویسندگان دفتر ادبیات و هنر مقاومت حوزه‌ی هنری پیوست و از سال ۱۳۷۱ مسئولیت برنامه‌ی «شب خاطره دفاع مقدس» این دفتر را عهده‌دار شد. وی در حال حاضر مشغول نگارش خاطرات شخصی خود از سال ۱۳۶۳ تا وقایع‌نگاری در جنگ ۳۳ روزه در لبنان است.

یک روایت استثنایی

| دوشنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۴، ۱۲:۰۶ ق.ظ
 

یک روایت استثنایی

حضرت آیت الله خامنه‌ای  پس از مطالعه کتاب «پایی که جا ماند» نکاتی را در حاشیه‌ی کتاب متذکر شدند. رهبر انقلاب در این تقریظ ضمن برشمردن ارزش‌های این کتاب و تجلیل از نویسنده آن یادآور شدند

حضرت آیت الله خامنه‌ای  پس از مطالعه کتاب «پایی که جا ماند» نکاتی را در حاشیه‌ی کتاب متذکر شدند. رهبر انقلاب در این تقریظ ضمن برشمردن ارزش‌های این کتاب و تجلیل از نویسنده آن یادآور شدند: «تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد.»

بسمه تعالی
تاکنون هیچ کتابی نخوانده و هیچ سخنی نشنیده‌ام که صحنه‌های اسارت مردان ما در چنگال نامردمان بعثی عراق را، آن چنان که در این کتاب است به تصویر کشیده باشد. این یک روایت استثنایی از حوادث تکان دهنده‌ای است که از سویی صبر و پایداری و عظمت روحی جوانمردان ما را، و از سویی دیگر پستی و خباثت و قساوت نظامیان و گماشتگان صدام را، جزء به جزء و کلمه به کلمه در برابر چشم و دل خواننده می‌گذارد و او را مبهوت می‌کند. احساس خواننده از یک سو شگفتی و تحسین و احساس عزت است، و از سویی دیگر: غم و خشم و نفرت. ۱۳۹۱/۶/۲

کارهای لازم:
ـ ترجمه‌ی سلیس به زبان‌های عربی و انگلیسی.
ـ درود و سلام به خانواده‌های مجاهد و مقاوم حسینی.

بسیار غنی و ارزشمند

| شنبه, ۳۰ آبان ۱۳۹۴، ۱۲:۰۵ ق.ظ
 
نویسنده: گل‌علی بابایی
نویسنده: حسین بهزاد
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: تاریخ
نوبت چاپ: شانزدهم
تاریخ چاپ: 1389
شمارگان: 2500 نسخه
تعداد صفحه: 912 صفحه
 
  

همپای صاعقه

این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می‌توان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت‌های حیرت‌انگیزی است که

بسیار غنی و ارزشمند

بسم الله الرّحمن الرّحیم

این یک کتاب منبع بسیار غنی و ارزشمند است که از آن می‌توان ده‌ها کتاب و فیلمنامه و زندگینامه استخراج کرد. لحظات و حالات ثبت شده در سراسر این کتاب، همان ظرافت‌های حیرت‌انگیزی است که از مجموع آن، تابلوی پرشکوه و باعظمت عملیاتی چون فتح‌المبین و بیت‌المقدس پدید آمده و برترین‌های هنر جهاد و ایثار و شجاعت و ابتکار را در مجموعه‌ی نمایشگاه بی‌نظیر هنرهای انقلاب اسلامی، نشان می‌دهد.

این مردان بزرگی که نام آن‌ها بسی آسان بر زبان و دل غافل ما می‌گذرد، از جنس همان اخوان صفا و فرسان هیجائند که سید شهیدان سلام‌الله‌علیه آن‌ها را با عظمت و سوز و مهر، مخاطب ساخت و از فقدان آنان غمگین بود. سلام خدا و بندگان برگزیده و فرشتگان و رسولان او نثار روح مطهر آنان باد.

در روز و شب‌هایی از آبان و آذر 86 صفحه به صفحه و سطر به سطر مطالعه و نیوشیده شد.

سیدعلی خامنه‌ای


متن تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «دختران آفتاب» عصر امروز (سه‌شنبه) در محل دبیرستان دخترانه‌ی شهدای هفتم تیر تهران رونمایی شد. در این مراسم که از سوی مؤسسه‌ی پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی و با عنوان اولین همایش «حیات طیبه؛ پاسداشت ادبیات هنر و ادبیات انقلاب اسلامی» برگزار شد جمعی از شخصیت‌های فرهنگی و ادبی حضور داشتند.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در این تقریظ که در نیمه‌ی خردادماه ۱۳۸۷ به نگارش درآمده مرقوم داشته‌اند:

بسمه‌تعالی
پس از نزدیک سه سال توانستم در این روزها -ایام شهادت حضرت زهرا سلام‌الله‌علیها- این کتاب را بخوانم. در میان کتابهای داستانی که هدفش طرح مسائل فکری است، این بهترین کتاب از نویسنده‌ئی ایرانی است. طرح کلی داستان و  درونمایه‌های داستانی آن خوب و شیرین است. حرفها هم قوی و منطقی است.
اتفاقاً پیش از این، کتابِ: ... را خوانده‌ام. آن قویتر است. ولی با توجه به برخی ملاحظات (عمدةً بهره‌برداری نکردن از عامل جنسی در کتاب حاضر) در این کتاب، هنر بیشتری به کار رفته است. باید ترویج شود. تنها نقطه ضعف آن ذکر مشخصات استاد فاطمه است در فصل آخر کتاب.
(روزهای نیمه‌ی خرداد ۸۷)

معرفی کتاب پایی که جا ماند

| چهارشنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۴، ۱۱:۵۹ ب.ظ
 
نویسنده: سید ناصر حسینی‌پور
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: تاریخ
موضوع کتاب: ادبیات
نوبت چاپ: دهم
تاریخ چاپ: ۱۳۹۰
شمارگان: ۲۵۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۷۶۸ صفحه
 
  

عصایی که راوی قسمتی از جنگ شد

سید ناصر حسینی‌پور کتاب «پایی که جا ماند» را به ولید فرحان، شکنجه‌گری که از هیچ فرصتی برای آزار و اذیت او غافل نمی‌ماند تقدیم کرده. شکنجه‌گری که او را مجبور به دویدن بر روی یک پا می‌کند، او را مجبور به ساعت‌ها خیره شدن به آفتاب می‌کند و برای بیرون کشیدن اطلاعات از ناصر با کابل به جان او می‌افتد.

مخفی‌کردن یادداشت‌های نوشته‌شده بر روی کاغذ سیگار در داخل یک عصا، در نگاه اول به فیلم‌های ماجراجویانه و پر افت و خیزی می‌ماند که بیننده را تا انتهای داستان میخکوب می‌کند، اما این یادداشت‌های پنهان شده در درون عصا خاطرات 811 روز اسارت سید ناصر حسینی‌پور از زندان‌های مخفی عراق هستند؛ یادداشت‌های روزانه‌ای که از 3 تیر 1367 آغاز می‌شوند و تا 22 شهریور 1369 ادامه می‌یابند و اشک‌ها و لبخندهای اسرای ایرانی در عراق را روایت می‌کند.

معرفی کتاب نورالدین پسر ایران

| پنجشنبه, ۳۰ مهر ۱۳۹۴، ۱۱:۵۶ ب.ظ

 
نویسنده: خانم معصومه سپهری
گفتگو از: موسی غیور
به کوشش: دفتر ادبیات و هنر مقاومت
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: تاریخ
نوبت چاپ: اول
تاریخ چاپ: ۱۳۹۰
شمارگان: ۲۵۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۷۰۰ صفحه
  

خاطرات مردی که فکر می‌کرد کاری نکرده است

اصلاً فکر نمی‌کردم گفتن خاطرات در این زمان اهمیت داشته باشد. هنوز حرف خاطرات جنگ و مصاحبه‌ها مطرح نشده بود. واقعیت این است من هم مرتب درگیر عوارض مجروحیت‌هایم بودم، اما سال 1373 یک شب خواب دیدم آقای خامنه‌ای ورقه‌هایی در دست دارد که می‌خواند و گریه می‌کند. من هم در آن اتاق بودم. کسی گفت این‌ها خاطرات یک جانباز 70 درصد است که 80 ماه در جبهه‌ها بوده و باز می‌گوید که در مورد جنگ کاری نکرده‌ام ...

معرفی کتاب «آفتاب در مصاف»

| سه شنبه, ۲۱ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۲۰ ق.ظ
 
به کوشش: موسسه فرهنگی حدیث لوح و قلم
ناشر: انتشارات انقلاب اسلامی
موضوع کتاب: مرجع
موضوع کتاب: دین
نوبت چاپ: دوم
تاریخ چاپ: پاییز ۱۳۹۲
شمارگان: ۳۰۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۱۰۴۰ صفحه
 
  به همراه نسخه‌ی الکترونیکی رایگان کتاب

معرفی کتاب «آفتاب در مصاف»

«آفتاب در مصاف» در مدت کوتاهی بعد از انتشار سه بار تجدید چاپ شد و با استقبال خوب مخاطبان معارف عاشورایی مواجه شد. این کتاب در شش فصل «کلیات»، «امام حسین علیه‌السلام»، «عاشورا»، «یاران عاشورا»، «دشمنان عاشورا» و «زیارات و ادعیه» گردآوری شده است.

در آستانه‌ی ماه محرم، نسخه‌ی الکترونیکی این کتاب در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفت.
کتاب «آفتاب در مصاف» یکی از تازه‌ترین آثار درباره‌ی علل و ابعاد حادثه‌ی عاشورا برگرفته از بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی است که از سوی دفتر حفظ و نشر آثار معظم‌له انتشار یافته است.

می‌ترسم این کتاب‌ها به دست‌تان نرسد

| پنجشنبه, ۱۶ مهر ۱۳۹۴، ۰۲:۴۳ ق.ظ
 
ناشر: ملک اعظم
موضوع کتاب: تاریخ
موضوع کتاب: ادبیات
نوبت چاپ: اول
تاریخ چاپ: ۱۳۸۴
شمارگان: ۳۰۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۲۷۲ صفحه
خاک‌های نرم کوشک

می‌ترسم این کتاب‌ها به دست‌تان نرسد

الان چند سالی است که کتاب‌هایی درباره‌ی سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و می‌نویسند و بنده هم مشتری این کتاب‌هایم و می‌خوانم. با این‌که بعضی از این‌ها را من خودم از نزدیک می‌شناختم و آنچه را هم که نوشته، روایت‌های صادقانه است- این هم حالا آدم می‌تواند کم و بیش تشخیص دهد که کدام مبالغه‌آمیز است و کدام صادقانه است- بسیار تکان‌دهنده است. آدم می‌بیند این شخصیت‌های برجسته، حتی در لباس یک کارگر به میدان جنگ آمده‌اند؛ این اوستا عبدالحسین بُرُنسی، یک جوان مشهدی بنّا که قبل از انقلاب یک بنا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشته‌اند و من توصیه می‌کنم و واقعاً دوست می‌دارم شماها بخوانید.

کتاب خاک های نرم کوشک منتخبی از خاطرات خانواده و همرزمان شهید عبدالحسین برونسی در مورد ویژگی‌ها و خصوصیات شهید است.

کتاب «حاج قاسم»

| چهارشنبه, ۸ مهر ۱۳۹۴، ۰۳:۴۲ ب.ظ

خاطرات فرمانده نیروی قدس سپاه منتشر شد

کتاب «حاج قاسم» اثر علی اکبری مزدآبادی خاطرات حاج قاسم سلیمانی از سوی انتشارات یا زهرا(س) منتشر شد و در کمتر از یک هفته راهی چاپ دوم شد.

خبرگزاری فارس: خاطرات فرمانده نیروی قدس سپاه منتشر شد

علی اکبری مزدآبادی نویسنده و مدیر انتشارات «یا زهرا(س)»، در گفت وگو با خبرنگار کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس، با تایید انتشار کتاب «حاج قاسم» گفت: این کتاب از مجموعه کتاب‌های «یاران ناب» است که در حقیقت هفدهمین شماره این مجموعه است.

وی افزود: کتاب «حاج قاسم» حاوی سخنرانی‌های حاج قاسم از دوران دفاع مقدس تا دوره اخیر است که از دل این سخنرانی‌ها خاطراتی که در آن نقل شده را با ذکر منبع و ماخذ در این کتاب ذکر کرده‌ام.

نویسنده کتاب «حاج قاسم» گفت: این کتاب به صورت چهار رنگ در 168 صفحه منتشر شده که بیش از 80 عکس نیز به صورت رنگی در صفحات این کتاب 7 هزار 500 تومانی قرار گرفته است.

اکبری مزدآبادی با اشاره به تیراژ 5 هزار نسخه‌ای این کتاب برای چاپ اول گفت: این کتاب هفته گذشته راهی بازار کتاب شد که به سرعت چاپ اولش تمام شد و در چاپ دوم 5 هزار نسخه دیگر راهی بازار کتاب کرده‌ایم.

معرفی کتاب خاک‌های نرم کوشک

| شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۴، ۱۲:۴۳ ب.ظ
 
ناشر: ملک اعظم
موضوع کتاب: تاریخ
موضوع کتاب: ادبیات
نوبت چاپ: اول
تاریخ چاپ: ۱۳۸۴
شمارگان: ۳۰۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۲۷۲ صفحه
خاک‌های نرم کوشک

می‌ترسم این کتاب‌ها به دست‌تان نرسد

الان چند سالی است که کتاب‌هایی درباره‌ی سرداران و فرماندهان جنگ باب شده و می‌نویسند و بنده هم مشتری این کتاب‌هایم و می‌خوانم. با این‌که بعضی از این‌ها را من خودم از نزدیک می‌شناختم و آنچه را هم که نوشته، روایت‌های صادقانه است- این هم حالا آدم می‌تواند کم و بیش تشخیص دهد که کدام مبالغه‌آمیز است و کدام صادقانه است- بسیار تکان‌دهنده است. آدم می‌بیند این شخصیت‌های برجسته، حتی در لباس یک کارگر به میدان جنگ آمده‌اند؛ این اوستا عبدالحسین بُرُنسی، یک جوان مشهدی بنّا که قبل از انقلاب یک بنا بود و با بنده هم مرتبط بود، شرح حالش را نوشته‌اند و من توصیه می‌کنم و واقعاً دوست می‌دارم شماها بخوانید.

کتاب خاک های نرم کوشک منتخبی از خاطرات خانواده و همرزمان شهید عبدالحسین برونسی در مورد ویژگی‌ها و خصوصیات شهید است.

معرفی کتاب آن بیست و سه نفر

| جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۱۰:۳۶ ب.ظ
نویسنده: آقای احمد یوسف‌زاده
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: ادبیات
موضوع کتاب: تاریخ
نوبت چاپ: دوم
تاریخ چاپ: ۱۳۹۳
شمارگان: ۲۵۰۰
تعداد صفحه: ۴۰۸
نیمه‌ پنهان فتح خرمشهر

همه‌ی ماجرای «حماسه‌ی خرمشهر»، آن چیزی نیست که تا به حال شنیده‌ایم. در بطن و متن این ماجرا، وقایع و رخدادهای زیادی مغفول مانده که کمتر به آن‌ها پرداخته شده است. درست در همان روز جمعه‌ی شروع عملیات، یک گردان از لشکر ۴۱ثارالله به فرماندهی «قاسم سلیمانی» در محاصره‌ی دشمن گرفتار شدند و ...

مشق انتظار

| پنجشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۴، ۰۵:۰۴ ب.ظ


معرفی کتاب مشق انتظار در مورد اولین روحانی جاویدالاثر


                                          شهید جاویدالاثر حجه الاسلام احمد ظریفیان یگانه


مشق انتظار

اعلام نتایج مسابقه کتابخوانی بصیرت قطب نماست

| سه شنبه, ۱۰ شهریور ۱۳۹۴، ۱۱:۳۲ ب.ظ

با عرض پوزش فراوان بابت تاخیر بوجود آمده در اعلام نتایج مسابقه کتابخوانی ،

بعد از بررسی پیامک های ارسالی تمام دوستان ،

پنج نفر از عزیزان در مسابقه کتابخوانی به عنوان برندگان مسابقه اعلام  شدند.


مسابقه کتابخوانی بصیرت قطب نماست

ردیف

نام و نام خانوادگی

شماره تماس

هدیه دریافتی

1

یوسف خوش اندام

871----0916

کمک هزینه سفر

عتبات عالیات

2

فاطمه کردی پور

657----0930

کمک هزینه سفر

مشهد مقدس

3

............

250----0939

ربع سکه

بهار آزادی

4

پریوش سبزیان

235----0916

ربع سکه

بهار آزادی

5

بهاره جزایری

959----0916

ربع سکه

بهار آزادی

مسابقه کتابخوانی به مناسبت ایام فاطمیه

| يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۳، ۰۶:۳۶ ب.ظ


لشکر خوبان

| پنجشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۹:۵۸ ق.ظ
نویسنده: خانم معصومه سپهری
ناشر: سوره مهر
موضوع کتاب: تاریخ
موضوع کتاب: ادبیات
شمارگان: ۲۵۰۰ نسخه
تعداد صفحه: ۸۰۸ صفحه
شابک:
۹۷۸-۶۰۰-۱۷۵-۳۷۱-۸

لشکری از خوبان عالم

شاید همه‌ی اینها دست به دست هم داد تا رهبر انقلاب در حاشیه یکی از دیدارهای‌شان بفرمایند:این کتاب "لشکرخوبان" پر است از اعجاب و عظمت ناگفته‌ی رزمندگان غواص و اطلاعات عملیات جنگ. در ایامی که این کتاب را می‌خواندم بارها و بارها متاثر شدم.

آن روز که به طبقه دوم سینما قدس تبریز رفت، نمی‌‌دانست زندگی‌اش در آستانه یک تقدیر بزرگ قرار گرفته است. بسته‌‌ای که از دفتر ادبیات و هنر مقاومت آذربایجان تحویل گرفت چند نوار کاست شصت دقیقه‌ای بود. معصومه سپهری که آن وقت‌ها هر چیزی را به سادگی نمی‌پذیرفت، هرگز فکر نمی‌کرد آن نوارها مسیر زندگی‌اش را تغییر بدهد. اهل کتاب و شعر بود و به خاطر همین شعرها وارد فضاهای روشنفکری شده بود.

سال ۷۳ بود که ‌به اشارت‌های مربی مورد علاقه‌اش در کانون پرورش فکری، برای پیاده کردن چند نوار خاطره تمایل نشان داد. کاری که فکر می‌کرد موقتی‌ست و به تجربه کردنش می‌ارزد. می‌شنید و جلوی هر خاطره‌ای که از انقلاب اسلامی و جنگ می‌شنید یک علامت سوال می‌گذاشت. او آنقدر سوال داشت که همان سال‌ها رشته‌ی فلسفه را برای تحصیل انتخاب کرد و آنقدر کلمه در دست و بالش پیدا می‌شد که یک پیاده‌کننده‌ی نوار باقی نماند.

پیاده‌سازی که تمام شد، سپهری متن‌های شسته و رفته‌ای تحویل داد، طوری که مسئول وقت دفتر ادبیات و هنر مقاومت تبریز، سید قاسم ناظمی به خود او پیشنهاد نگارش "کتاب خاطرات مهدیقلی رضایی" را داد. او با شوقی غریب کار را پذیرفت. می‌خواست دنیای تازه‌ای را بشناسد. دانشجوی فلسفه، کار بزرگی را پذیرفته بود، اما هنوز شک و تردیدهایش در مورد چیزهایی که شنیده بود، برطرف نشده بود. مدام فکر می‌کرد چطور چیزی را که نه دیده و نه کاملا باور کرده، می‌تواند روی کاغذ بنشاند؟! چندین ماه گذشت. او بین کتاب‌های فلسفه و شعر، خاطرات جنگ یک بسیجی و سوالاتش از دین و دنیا متحیر بود...  
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/19097/C/13901201_0319097.jpg
خانم سپهری با بسیج دانشگاه تبریز به اردوی از دانشگاه تا دانشگاه  رفت. برخورد خوب مسئولان اردو که خود از رزمندگان و فرماندهان بودند و به سوالات او به دقت جواب می‌دادند، بکر بودن برخی مناطق و خاطرات و وصیتنامه شهید مهدی باکری او را به حال و هوای دیگری برده بود. اتفاق دیگری افتاد؛ در اردو  دفتر خاطرات شهیدی به دستش رسید که پازل خاطرات مهدیقلی رضایی را کامل‌تر کرد.

عباس دست طلا

| دوشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۳، ۰۹:۵۷ ق.ظ



رهبر انقلاب در مورد این کتاب فرمودند: «کتاب این آقای حاج عباس دست طلا را که مفصل و با جزئیات [گفته] خواندم. خیلی خوب بود انصافاً؛ مخصوصاً کتاب ایشان؛ هم مطلب در آن زیاد بود، هم آثار صفا و صداقت در آن کاملاً محسوس بود و انسان می‌دید. خداوند ان‌شاءالله فرزند شهید ایشان را با پیغمبر محشور کند و خودشان را هم محفوظ بدارد.»

یکی از تازه‌ترین کتب مورد اشاره و تحسین رهبر معظم انقلاب، یک کتاب جنگی و حماسی نیست؛ یعنی فقط جنگی نیست. بلکه یک کتاب اقتصادی است؛ یک کتاب کار است.

ماجرا از آن‌جا شروع شد که رهبر معظم انقلاب یکم بهمن‌ماه سال قبل میزبان عده‌ای از رزمندگان قدیمی جبهه‌های جنگ بودند. مجلسی که ساعتی قبل از ظهر آغاز شد و تا نماز ظهر و عصر ادامه پیدا کرد. ترکیب افراد حاضر در آن جلسه که عمدتاً مو سفید کرده و عصا به‌دست گرفته بودند خیلی جالب بود. آن‌ها کسانی بودند که برای جنگیدن به جبهه نرفته بودند؛ رفته‌ بودند تا در جبهه کار کنند. تفنگ به‌دست نگرفته بودند؛ آچار و پیچ‌گوشتی و چکش و روغن و گیریس، ابزار دست‌شان بود. تعمیرکار ماشین‌های سنگین، صافکار، نقاش، گلگیرساز، اتاق‌ساز، جوشکار و صاحبان حرفه‌هایی از این دست. افرادی که در آن‌ سال‌ها اسم‌شان را گذاشته بودند: «اصناف پشتیبان جنگ»


نویسنده: محبوبه معراجی‌پور
ناشر: فاتحان
موضوع کتاب: ادبیات
موضوع کتاب: تاریخ
نوبت چاپ: اول
تاریخ چاپ: ۱۳۹۱
شمارگان: ۳۰۰۰
شابک:
۹۷۸-۶۰۰-۶۰۳۳-۵۳-۲

معرفی کتاب «من زنده‌ام»

| پنجشنبه, ۲۹ خرداد ۱۳۹۳، ۰۹:۵۱ ق.ظ


از پشت پرده اشک

وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن‌ها تشر زدند که چرا جا باز می‌کنید و روی دست و پای هم نشسته‌اید؟...

سی و چند روز بیشتر از حمله‌ی رژیم بعث به ایران نگذشته بود که چهار نفر از دختران امام خمینی دست نامحرمان اسیر شدند! «بنات‌الخمینی» عنوانی بود که سربازان صدام به چهار بانوی امدادگر ایرانی داده بودند. بعثی‌ها اول که ماشین‌شان را محاصره می‌کنند، از خوشحالی پایکوبی می‌کنند و پشت بی‌سیم به فرماندهان‌شان اعلام می‌کنند که دختران خمینی را گرفتیم! بعدتر برخی دیگر از افسران بازجو به این بانوان غیرنظامی می‌گویند از نظر ما شما  ژنرال‌های ایرانی هستید!

خانم آباد در کتابش نوشته است: «نمی‌خواستم جلوی دشمن ضعف نشان دهم. عنوان «بنت الخمینی» و «ژنرال» به من جسارت و جرأت بیشتری می‌داد. اما از سرنوشت مبهمی که پیش رویم بود می‌ترسیدم. نمی‌توانستم فکر کنم چه اتفاقی ممکن است بیفتد. دلم روضه‌ی امام حسین می‌خواست. دوست داشتم یکی بنشیند و برایم روضه‌ی عصر عاشورا بخواند. خودم را سپردم به حضرت زینب... ب.

وقتی ما را داخل گودال انداختند، برادرها جا باز کردند. روی دست و پای همدیگر نشستند تا ما دو تا راحت بنشینیم و معذب نباشیم. سربازهای عراقی که این صحنه را دیدند، به آن‌ها تشر زدند که چرا جا باز می‌کنید و روی دست و پای هم نشسته‌اید؟ و با اسلحه‌هایشان برادرها را از هم دور می‌کردند. نگاه‌های چندش‌آور و کش‌دارشان از روی ما برداشته نمی‌شد. یکباره یکی از برادرها که لباس شخصی و هیکل بلند و درشتی داشت با سر تراشیده و سبیل‌های پرپشت و با لهجه‌ی غلیظ آبادانی، جواد [مترجم ایرانی عراقی‌ها] را صدا کرد و گفت: هرچی گفتم راست و حسینی براشون ترجمه کن تا شیرفهم بشن!
رو به سربازهای بعثی کرد و گفت: به من می‌گن اسمال یخی، بچه‌ی آخر خطم، نگاه به سرم کن ببین چقدر خط خطیه، هرخطش برای دفاع از ناموسمونه. ما به سر ناموسمون قسم می‌خوریم، فهمیدی؟ جوانمرد مردن و با غیرت و شرف مردن برای ما افتخاره. دست به سبیلش برد و یک نخ از آن را کند و گفت ما به سبیلمون قسم می‌خوریم. چشمی که ندونه به مردم چطور نگاه کنه مستحق کور شدنه. وقتی شما زن‌ها رو به اسارت می‌گیرید یعنی از غیرت و شرف و مردانگی شما چیزی باقی نمونده... ه.»

عنوان کتاب که بر روی جلد چاپ شده، دستخط معصومه آباد است. آن روز که برای فرار از بی‌خبری مفقودالاثری برای خانواده‌اش یا هر کسی که می‌توانست فارسی بخواند نوشته بود: «من زنده‌ام. معصومه آباد.»
 
کتاب از هشت فصل تشکیل شده است:
* کودکی
* نوجوانی
* انقلاب
* جنگ و اسارت
* زندان الرشید بغداد
* انتظار
* اردوگاه موصل و عنبر
* عکس و اسناد

معصومه آباد می‌گوید: «با خودم عهد بستم که حقیقت را هم‌چنان که دیده و شنیدم بدون اغراق بگویم. مبالغه آفت حقیقت است. آن‌جایی که گریه کردم، می‌گویم گریه کردم و آن‌جا که ترسیدم، می‌گویم ترسیدم!» لحن اثر پا به پای احوال نویسنده و عرصه‌های مختلفی که تجربه می‌کند پیش می‌رود. گاهی که راوی و نویسنده‌ی اثر عصبانی یا رنجور است، کلمات و توصیف‌ها از همین جنس‌اند.

شاید از همین رو کتاب پر از رخداد و جزئیات است و این سؤال را به ذهن می‌آورد که چطور این حجم از توصیف‌ و تصویر به یاد نویسنده مانده است؟ خانم معصومه آباد خود می‌گوید در طول ۱۹ سال‌ بعد از آزادی تا سال ۱۳۹۲ از خاطراتش فرار نکرده و جا به جا و در مراسم‌های مختلف به دعوت جوان‌ها، دانشجویان و هر جمعی که دنبال شنیدن رخدادهای مستند آن روزهای سخت بودند، به سخنرانی و بیان خاطراتش پرداخته است.

نویسنده از کودکی خود و دوره‌ای شروع به نوشتن می‌کند که اولین تصاویر و خاطرات را در ذهن دارد. دو فصل ابتدایی کودکی و نوجوانی شاید حجم کتاب را افزوده باشد، اما این‌قدر هست که مخاطب با شخصیت نویسنده خوب آشنا می‌شود. هرچه باشد او یک نیروی مردمی داوطلب بوده است و برای او خانه‌ و کودکی‌اش اهمیت مضاعفی دارد.

خانم آباد در ابتدای کتاب نوشته است: «سال‌ها بود سنگینی کلمات را بر شانه می‌کشیدم و هر روز خسته‌تر و خمیده‌تر می‌شدم. یک روز که قدم زنان با این کوله‌بار سنگین از پیاده‌رو خیابان وصال می‌گذشتم، به آقای مرتضی سرهنگی – گنجینه‌ی معرفتی شهدا، جانبازان و آزادگان - برخوردم. از حال من پرسید. گفتم هرچه می‌روم و هرچه می‌گذرد این بار سبک نمی‌شود. گفت باری که روی شانه‌های توست فقط از آن تو نیست. باید آن را آهسته و آرام زمین بگذاری و سنگینی آن را با دیگران تقسیم کنی. آن وقت این خاطرات مانند مدال افتخاری در گردن همه‌ی زنان کشورمان خواهد درخشید.»

شاید نویسنده‌ی این کتاب یک نویسنده‌ی حرفه‌ای نباشد؛ شاید نقدهایی به ادبیات و سبک بیان خاطراتش بتوان مطرح کرد؛ ولی هرچه هست خواننده در متن مهلت فکر کردن به اتفاقات و تحلیل‌ها را پیدا می‌کند. خواننده در طول کتاب احساس می‌کند با یک زندگی‌نامه‌ی خودنوشت صادق طرف است. واقعیت این است که هر کسی موقع ورق زدن کتاب و لا به لای خطوط آن دو احساس «اندوه و غم» و «عزت و افتخار» را توأمان تجربه می‌کند و جاهایی از کتاب را از پشت پرده‌ی اشک خواهد خواند.

تقریظ رهبر انقلاب بر کتاب «من زنده‌ام» منتشر شد

| سه شنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۳، ۱۱:۴۵ ب.ظ


تقریظ حضرت آیت‌الله خامنه‌ای بر کتاب «من زنده‌ام» عصر امروز (سه‌شنبه) در مراسم چهارمین پاسداشت ادبیّات جهاد و مقاومت در حضور جمعی از پیشکسوتان عرصه ایثار و شهادت، نویسندگان و فعالان حوزه ادبیّات مقاومت و مسئولان و شخصیت‌های کشور رونمایی شد.
پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR متن و تصویر تقریظ رهبر انقلاب اسلامی را منتشر می‌کند:
 
http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/26718/C/13930327_0126718.jpg

بسم‌الله الرحمن الرحیم
کتاب را با احساس دوگانه‌ی اندوه و افتخار و گاه از پشت پرده‌ی اشک، خواندم و بر آن صبر و همت و پاکی و صفا، و بر این هنرمندی در مجسّم کردن زیبائیها و زشتیها و رنجها و شادیها آفرین گفتم. گنجینه‌ی یادها و خاطره‌های مجاهدان و آزادگان، ذخیره‌ی عظیم و ارزشمندی است که تاریخ را پربار و درسها و آموختنی‌ها را پرشمار میکند. خدمت بزرگی است آنها را از ذهنها و حافظه‌ها بیرون کشیدن و به قلم و هنر و نمایش سپردن.
این نیز از نوشته‌هائی است که ترجمه‌اش لازم است. به چهار بانوی قهرمان این کتاب بویژه نویسنده و راوی هنرمند آن سلام میفرستم.
۹۲/۷/۵

کتاب «من زنده‌ام» خاطرات دوران چهار ساله‌ی اسارت خانم معصومه آباد در زندان‌های رژیم بعث صدام است. روایت کتاب از دوران کودکی نویسنده آغاز و با بیان بخش‌های مهمی از نوجوانی وی ادامه پیدا می‌کند. کتاب، با بیان نقش و تأثیر انقلاب اسلامی بر زندگی و شخصیت خانم آباد به دوره‌ی دفاع مقدس، اسارت و آزادی او و سه بانوی آزاده‌ی دیگر، به پایان می‌رسد. این کتاب را «انتشارات بروج» منتشر کرده است.

پیش از این موسسه پژوهشی فرهنگی انقلاب اسلامی در همایش‌های جداگانه‌ای به ترتیب از کتاب‌های «نورالدین پسر ایران»، «پایی که جا ماند» و «لشکر خوبان» تقدیر نموده و یادداشت‌ها و تقریظ‌های رهبر انقلاب اسلامی را رونمایی کرده بود.

احساس حقارت نسبت به عظمت رزمندگان

| جمعه, ۵ ارديبهشت ۱۳۹۳، ۰۷:۳۸ ب.ظ



رهبر ما


من کتابهایی را که می‌خوانم، معمولاً پشتش یادداشت یا تقریظی می‌نویسم؛ یعنی اگر چیزی به ذهنم آمده، پشت آن یادداشت می‌کنم. این کتاب «فرمانده‌ی من» را که خواندم، بی‌اختیار پشتش بخشی از زیارتنامه را نوشتم: «السّلام علیکم یا اولیاءاللَّه و احبّائه»(۱). واقعاً دیدم که در مقابل این عظمتها انسان احساس حقارت می‌کند. من وقتی این شکوه را در این کتاب دیدم، در نفس خودم حقیقتاً احساس حقارت کردم.۱۳۷۰/۰۴/۲۵

بیانات در دیدار مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت

کتاب سرباز سالهای ابری

| شنبه, ۹ فروردين ۱۳۹۳، ۱۲:۰۹ ق.ظ
 سرباز سالهای ابری

کتاب - قاسم یاحسینی، خاطرات شفاهی عبدالحسین بنادری را پس از 30 ساعت مصاحبه در 13 فصل نوشته و منتشر کرده است.

تدوین کتاب «سرباز سال‌های ابری» در قالب 13 فصل با عناوین «سال‌های خوش کودکی و نوجوانی»، «سال‌های تجربه»، «توفان انقلاب»، «در خدمت انقلاب»، «در جزیره مجنون»، «جنگ و دگر هیچ»، «آبادان در محاصره دشمن»، «چنگ در چنگ دشمن»، «شکست حصر آبادان»، «فتح الفتوح»، «سال‌های امتداد جنگ»، «لشکر انصار الحسین(ع)» و «پذیرش قطعنامه» صورت گرفته است. این اثر به صورت پرسش و پاسخ تدوین و از مصاحبه تا چاپ این کتاب حدود دو سال و نیم زمان صرف شده است.

عبدالحسین بنادری در عملیات های طریق القدس، ثامن الائمه، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، بدر، خیبر و والفجر8 شرکت داشته است. در انتهای کتاب «سرباز سال‌های ابری» عکس‌‌هایی از دوران حضور راوی در جبهه‌‌های جنگ آورده شده‌اند.


بریده‌ای از این کتاب از صفحات 365 و 366 پیش روی شماست.

... در همان روزهایی که در ماووت عراق بودیم یکی از فرمانده گردان­های ما شهید شد...


گلزار غریب...

| سه شنبه, ۵ فروردين ۱۳۹۳، ۰۳:۱۲ ب.ظ

«بهشت رضا(ع)» یا به عبارتی «گلزار شهدای آبادان»...

پنجشنبه عصر 1360/03/28 گلزار شهدای آبادان. عکس از: «جانباز حاج منصور عطشانی»

اگرچه طی این سالها و به شیوه های مختلف اشاره به این مکان مقدس شده؛ ولی آنگونه که باید و شاید، حق مطلب اداء نشده بود. با همّت و تلاش بروبچه های طلبه و روحانی اصالتاً آبادانی قم و تهران، کتابی در این خصوص تهیه گشت که در نوع خود بسیار جالب توجه و خواندنی ست:

«گلزار غریب»

گلزار غریب

از اسمش هم پیداست که چه میخواد بگوید!...

حکایت تشییع های شبانه، مزارهای همچنان گمنام و بی نام و نشان...