نسل طوفان

وبلاگی برای معرفی شهدای آبادان و خرمشهر

وبلاگی برای معرفی شهدای آبادان و خرمشهر

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

۷۳ مطلب با موضوع «فرماندهان شهید آبادان» ثبت شده است

سالروز تولد سردار شهید حسین امامی

| دوشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۷، ۰۶:۴۲ ق.ظ

سالروز تولد شهید حسین امامی

عاشق پاسداری بود

| سه شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۰۰ ب.ظ

شهید امامی

خاطره ای از سردار شهید حسین امامی

| سه شنبه, ۲۴ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۵۸ ق.ظ
خاطرات شهید امامی

خط آخر

| دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۴۵ ق.ظ

دست نوشته ای از سردار شهید حسین امامی معاونت طرح و عملیات قرارگاه کربلا

دست نوشته شهید حسین امامی

چهاردهمین یادواره سردار شهید حسین امامی

| دوشنبه, ۲۳ اسفند ۱۳۹۵، ۰۹:۴۲ ق.ظ

چهاردهمین یادواره شهید امامی

گزیده ای از وصیت نامه شهید حسین امامی

| چهارشنبه, ۱۸ اسفند ۱۳۹۵، ۰۶:۴۵ ب.ظ

باور داشته باشید که اگر روزی با دید بصیرت ، این امت و خصوصا برادران سپاه و بسیچ لباس های خود را از تن در بیاورند و آنرا بفشارند، از آنها خون خواهد چکید و این خونها خون شهید و بس . و هرچه مسوولیت فرد در این جمهوری سنگین تر باشد خون بیشتری خواهد چکید که به حق سنگینی خون شهدا بر گردن شما مسوولین (بالاخص برادران سپاهی ) خواهد بود و همیشه در حساب های زندگیتان جایی نیز برای پاسخگویی به خداوند در قبال پاسداری از خون شهدا باز نمایید.  


حسین امامی

شهادت سردار گمنام

| سه شنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۵، ۰۴:۳۷ ب.ظ

همرزمان شهید حسین امامی بعد از شهادت ایشان می گفتند حسین به حق مظلوم بود نه تنها در اخلاق وکار، بلکه در زندگی و حتی در مراسم تشییع جنازه به طوری که هنگامی تشییع شد که  هیچ یک از دوستانش نمی دانستند و عده ای در حال تشییع متوجه شدند و عده ای هم بعد از خاکسپاری ایشان و در اصل عده ای از مردم که حتی اورا نمی شناختند. آن شهید بزرگوار اسفند 1363 به درجه رفیع شهادت نایل شدند 

عکسی از جوانی سرلشکر قاسمی

| يكشنبه, ۸ اسفند ۱۳۹۵، ۱۰:۰۸ ق.ظ

به مناسبت در پیش بودن چهاردهمین یادواره سردار شهید حسین امامی 

عکسی از سردار امامی و جمعی از فرماندهان دوران دفاع مقدس 

از نفرات حاضر در عکس می توان به حضور سرلشکر قاسمی اشاره نمود


سرلشکر قاسمی و سردار امامی

بازسازی یک تصویر به یاد پدر

| جمعه, ۱۷ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۲۸ ق.ظ

 فرزند از زمان بسته شدن نطفه، فطرت پدر و مادر خود را به ارث می‌برند. رفتار و تربیت پدر تاثیر بسزایی در رشد و گرایش دینی فرزند دارد. شخصی که در سایه پدری متدین، مردم‌دار و نیکوسرشت رشد یابد، در آینده خدمتگزار مردم خواهد بود.

به گفته شاعر پارسی زبان فردوسی نیکو سخن:

پسر کو ندارد نشان از پدر / تو بیگانه خوانش مخوانش پسر

در تصویر زیر شهید علیرضا یاسینی و شهید عباس دوران از خلبانان غیور ارتش در یک قاب جای گرفته‌اند. این دو شهید بزرگوار رعشه بر اندام رژیم بعث انداخته بودند.

پسر کو ندارد نشان از پدر

از فتح آسمان تا نشستن نشان «فتح» بر سینه فرمانده

| چهارشنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۵، ۰۲:۲۳ ب.ظ

 آبادان شهری کوچک، اما به بزرگی یک حماسه است. این شهر مهد دلیر مردانی همچون «سید علیرضا یاسینی» است که روزی رویای پرواز، وی را به آمریکا کشاند و موفق به اخذ کارنامه خلبانی با هواپیمای فانتوم شد.

پس از بازگشت به ایران، علیرضا با درجه ستوان دومی در پایگاه ششم شکاری نیروی هوایی در بوشهر مشغول به خدمت شد. سال 57 با اوج‌گیری حرکت انقلابی مردم، شهید یاسینی هم علی‌رغم فشارهای همه جانبه رژیم، با پخش اعلامیه در بین پرسنل متعهد دست به افشاگری زد و جزو خلبانانی بود که با انتقال هواپیماهای این پایگاه به پایگاه چابهار، مخالفت کرد؛ زیرا هواپیماها به روی ناوهای آمریکایی انتقال پیدا می کردند که تعدادی از خلبانان شجاع این پایگاه از جمله شهید یاسینی و شهید طالب مهر با عنوان کردن این نکته که این هواپیماها اموال بیت المال است، از این کار سرپیچی کردند و در نهایت هم با مقاومت خلبانان این طرح منتفی شد.

نشان ایثار بر سینه جانباز گمنام

شهید علیرضا آزادپور معروف به شهید والا

| سه شنبه, ۱۶ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۰۹ ب.ظ


شهید والا دربرهه ای که بیشترین آماج حمله از سوی ضدانقلاب برعلیه ذخایر وبازوهای انقلاب واردمیشدمدافع سرسخت این بزرگواران ازجمله شهیدبهشتی بود.قرابت فکری او و تأسی اواز افکارواندیشه های شهیدبهشتی باعث شدتاشهید والا ، او را "پدر بهشتی "بخواند تابرهمگان ثابت شود که پدرفکری، معنوی و ایدئولوژی اودر دورانی که فتنه های فکری به جوانان انقلابی پرشور رو آورده، آیت الله بهشتی است.سابقه آشنایی او باشهیدبهشتی به قیام خونین مردم قم درسال ۱۳۴۲برمیگشت.علاقه شهید والا به شهیدبهشتی تاحدی بودکه بهگفته همسر وی، برای دادن خبر شهادت شهید بهشتی به شهید والا، امام جمعه آبادان،آیت الله جمی،ازدوستان شهید والا کمک فکری میگیردتا این خبرناگهانی و  تأسف باررابه والا برسانند.مردم آبادان نام این شهیدرادرکنارنام شهید بهشتی میشناسند.
سابقه مبارزاتی اودررژیم منحوس ستمشاهی، دستگیری متعدد او بدست ساواک، جسارت و شجاعت این جوان درسن هیجده ساله درمقابله با مزدوران رژیم باعث شد تا از سوی امام جمعه آبادان آیت الله جمی  لقب « والا » به او داده شود.لقبی که جبهه های آبادان، سوسنگرد ودهلاویه باآن آشناهستندوحتی دشمنان کوردل اسلام نیزبعدازشهادت شهیدعلیرضاآزادپور نام او را با لقبش بر زبانهای ادکن خود می راندند.
همسروی، فرح شهدادیان،که خودازفعالان انقلابی ست و هم اکنون نیز در نهادهای خیریه مشغول فعالیت است،درتوضیح چگونگی آشنایی وازدواج خودباشهید والا چنین گفت: شهید متولد سال۱۳۳۱بودند.معرفی من به شهیدازطریق یکی از آشنایان بود،هرچندشهید والا پدرم رامیشناخت وبصورت اتفاقی ماباهم آشنا بودیم . اوگاهی درکتابفروشی کارمیکردکه من،کتابهای انقلابی دبیرستان خودراازآنجا تهیه میکردم. این اتفاق باعث شدتامن پی ببرم مردی که به خواستگاریم آمده مردی انقلابی است،موضوعی که با توجه به خواستگاران متعددی که به سبب سرشناس بودن پدرم داشتم،کمتردیده میشد. ۲شهریور ماه سال ۱۳۵۸با مراسم ساده ای زندگی مشترک خود را آغاز کردیم. اوازابتداگفته بود که:مردماندن نیست چه ایران،چه فلسطین و چه هرکجای دنیاکه ظلمی بر مسلمانان باشداو بایدحاضرباشدواین همان معیاراصلی من برای ازدواج بود.شهادت طلبی واژه ای بودکه اوباصراحت به زبان می آوردو وارستگی مهمترین خصوصیت اخلاقی اوبود.هرگزاخم اوراندیدم مگردربرابرناملایمات مذهبی برخی فریب خوردگان.
او درعمل نیزثابت کرده بود که ساده زیست است دلش نمی آمدپاروی قالی دستباف خانمان بگذاردمیگفت:نمی توانم پا روی ثمره دستان زحمتکش قالیبافی بگذارم که چشمان خودرابه گره های قالی بافته است وهمین باعث شدتا قالی گرانقیمت دستباف منزلمان رافروختیم وباپول آن هزینه زندگی مشترک چند برادرپاسدارراتأمین نمودیم.
معتمد بنیاد شهیددر توضیح سابقه مبارزاتی وجهادشهیدعلیرضا آزاد پور (والا)درجبهه ها چنین ادامه داد:شهید والا ابتدادرکمیته مستضعفین مشغول خدمت رسانی بودوسپس واردکمیته شهری شدند.بعدازفرمان تشکیل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی توسط حضرت امام خمینی،وارد سپاه پاسداران آبادان شد.او  بارهاازسوی ضدانقلاب تهدیدشدبعنوان مثال در بحبوحه انقلاب فرهنگی واقامه نمازوحدت توسط آیت الله جنتی در دانشگاه شهیدچمران اهواز، منافقین به صفوف نمازگزاران حمله ورشدندوباتیغ موکت بری ازگردن تاکمرشهید والا را پاره کردندکه حدود۷۰ بخیه خوردکه حتی عفونت آن به دست راستش نیز سرایت کردمن همراه شهیدبودم وخودشاهدعمق کینه ضدانقلاب نسبت به سربازان امام بودم.هنوزازاین حادثه یک ماه نگذشته بودکه درتاریخ چهارم آبان ماه ۱۳۵۹ازهمان ناحیه مورداصابت ۹گلوله قرارگرفت که بااعزام به اصفهان توانستند گلوله هاراخارج کنند،جزیک گلوله که نزدیک نخاع بودواین موضوع باعث شده بودتاسمت راست شهیدفلج شودودرنتیجه شهیدرابه انگلستان اعزام کردند.اودرانگلستان نیزدست ازفعالیتهای انقلابی خود برنداشت وباهمکاری با دفترتحکیم وحدت،خدمات شایانی راارائه نموداز آن جمله ارسال دوکامیون داروی بیهوشی برای رزمندگان بود که به بیمارستان طالقانی ارسال شد تا از شهادت بسیاری از رزمندگان وهمرزمان جلوگیری شود.
عضو هیأت امنای گلزار شهدای آبادان، در خصوص چگونگی شهادت همسرش چنین گفت:با توجه به مجروحیت شهیدوبعدازآزاد سازی حصر آبادان،آیت الله جمی ازاوخواستندتادراهوازوپشت جبهه مشغول مبارزه شوندولی شهید والا خودرابه جبهه های سوسنگردودهلاویه رسانیدوعاقبت در۹آذرماه سال۱۳۶۰با دهان روزه وبعدازنمازظهر، درسمت فرماندهی عملیات دهلاویه وهنگام دفع پاتک نیروهای بعثی دشمن،دعوت حق رالبیک گفت وبه آرزوی خودرسید. 

نحوه شهادت شیخ شریف قنوتی

| دوشنبه, ۵ مهر ۱۳۹۵، ۱۱:۱۹ ب.ظ

جانبازعبدالرضا آلبوغبیش از نحوه شهادت شیخ شریف قنوتی(اولین روحانی شهیددفاع مقدس) می گوید

عبدالرضا آلبوغبیش در شمار مردان مردی است که در جریان مقاومت سی و چهار روزه خرمشهر در آغازین روزهای جنگ تحمیلی عراق علیه ایران رشادت های زیادی از خود نشان داد. در بیست و چهارم مهرماه ۱۳۵۹ در نبرد رویارو با بعثی های عراق ۱۳ گلوله به بدنش اصابت کرد، اما تقدیر آن بود که زنده بماند تا امروز گوشه ای از رشادت ها و شهادت های ررمندگان اسلام را بازگو کند و مقاومت جوانمردانه اندک نیروهای مردمی و بومی خطه خوزستان با ماشبن جنگی صدام را به روایت بنشیند و به عنوان تنها ناظر صحنه شهادت حجت الاسلام محمد حسن شریف قنوتی ، اولین روحانی شهید دفاع مقدس و شهیدان دیگر واقعیت های جنگ را برای ما و نسل های بعد از ما بگوید.
از ۱۳ گلوله ای که به بدن او اصابت کرده هنوز چهار گلوله در سینه اش جا خوش کرده اند و خیال بیرون آمدن که ندارند هیچ، بلکه گاهی با تکان خوردن های بی موقع ، خودی به آلبوغبیش نشان می دهند و غیر مستقیم به او می فهمانند که آنها را فراموش نکند !
همین تهدیدها گهگاهی عبدالرضا را چند روزی راهی بیمارستان میکند. این روند سال هاست ادامه دارد و آلبوغبیش تا امروز در جدال با تکه های سربی بدنش که تلاش دارند خود را به قلب و نخاع او برسانند و جسمش را بی حرکت و تسخیر کنند پیروز بوده است،
این جوانمرد خوزستانی در عین قهرمانی گمنام مانده است . او پس از پایان جنگ به زندگی عادی خود بازگشته ، اما سینه اش مملو از خاطرات دست اول روزهای اولین جنگ است که با هم می شنویم.
آلبوغبیش پس از سکوتی معنا دار چنین می گوید : صبح روز ۲۴ مهر ۵۹ صدای رگبار و بوی باروت عراقی ها بیداد میکرد. بچه ها با کمترین امکانات مانع از سقوط خرمشهر می شدند. ماشین آبی رنگم را به امید یافتن مهمات از جبهه درگیری با دشمن به سوی مسجد جامع حرکت دادم. هر بار که برای آوردن مهمات به مسجد می رفتم هر چه به دستم می رسید با خودم می آوردم اما این بار بعید بود چیزی برای آوردن مانده باشد. دم در مسجد، شیخ شریف (حجت الاسلام محمد حسن شریف قنوتی) را دیدم، سلام و علیکی بین ما ردوبدل شد .

شهید شریف قنوتی
شیخ شریف قنوتی گفت آقا رضا یه کمپرسی مقداری اسلحه و مهمات آورده به نظرت اینا رو کجا خالی کنه ؟
با شنیدن این حرف بهتم رد ! باورم نمی شد . در این موقعیت مهمات برامون آورده باشند . اما واقعیت داشت . به طرف ماشین رفتم . راننده اش عبدالعلی حیدری از بچه های بندرماهشهر بود . نگاهی به اسلحه ها انداختم . پیش خودم گفتم نگه داشتن این همه مهمات در خرمشهر، که هر لحظه به سقوط نزدیک تر می شود، خطرناک است.
به شیخ شریف گفتم حاجی اجازه بدهید اینا رو ببریم عقب ، یه جا در آبادان پیدا کنیم، شیخ قبول کرد و به اتفاق حرکت کردیم.
به پاسگاه امیرآباد آبادان که محل امنی برای نگهداری این مهمات بود رسیدیم. موضوع را با رئیس پاسگاه در میان گذاشتیم و پس از همآهنگی با او مهمات را داخل پاسگاه خالی کردیم.
پس از آن به طرف خرمشهر بازگشتیم. آتش دشمن هر لحظه شدیدتر میشد . از فلکه فرمانداری خرمشهر که وارد خیابان ۴۰ متری شدیم نرسیده به گل فروشی محمدی سر کوچه نسیم متوجه شدیم ماشین مان مورد اصابت رگبار عراقی ها قرار گرفت.

شیخ گفت رضا گاز بده اما گلوله به لاستیک و بدنه اتومبیل اصابت کرد و ما واژگون شدیم . عراقی ها ما را به اسارت گرفتتد ولی همگی به طرف شبخ رفتتد . در آن لحظه به بدن من فقط یک گلوله اصابت کرده بود بدن حجت الاسلام قنوتی ۲ تا ۳ گلوله خورده بود. دقیقا هشیار بودیم. ما را به عنوان اسیر در شهر خودمان گرفته بودند ولی چون شیخ روحانی بود بیشتر جلب نظرشان کرد . دور ایشان را گرفتند و گفتند : اسرنا خمینی یعنی ما خمینی را اسیر کردیم. او را به باد کتک گرفتند . حدود ۱۲ تا ۱۵ نفر عراقی به فرماندهی یک افسر ارشد بلند قد سیه چرده مرتب شیخ مجروح را کتک می زدند و چندی بعد همان افسر ارشد با قساوت قلب با سرنیزه کاسه سر شیخ را برداشت. و او را شهید کرد.
من هم با حالت بدی در دست آنها مجروح بودم. ولی تا آن لحظه با من کاری نداشتند.
به سراغم آمدند همین طور مرا کتک می زدند. پیش خود گفتم شاید همان بلائی را که سر شیخ آوردند سر من هم بیاورند . مدتی بعد تیراندازی متقابل بین عراقی ها و بچه های ما شروع شد.
عراقی ها کم کم داشتند مرا فراموش می کردند ، ولی یکی شان آمد در تفنگش خشاب گذاری کرد . گفتم نه می خواهد با من شوخی کند ولی دیدم نه، آماده است. یک عراقی صداش زد گفت عدنان. البته روزی روزگاری اگر او را دیدم میگویم آقا عدنان ما هنوز زنده ایم.چون اشتباه شما این بود که تیرها را خوب شلیک نکردی . وقتی او به طرفم آمد تیراندازی کرد. کمرم را رو به او کردم . ۱۲ گلوله به بدنم خورد و به حالت درازکش افتادم روی آسفالت خیابان.

وصیتنامة پاسدار شهید علیرضا آزاد پور

| چهارشنبه, ۶ مرداد ۱۳۹۵، ۱۲:۴۶ ب.ظ

    بسم رب الشهداء والصدیقین       

    وصیتنامة پاسدار شهید علیرضا آزاد پور  (والا )

بادرودفراوان به تمامی شهیدان تاریخ از هابیل تا حسین(عاز حسین (عتا تاریخ وبا سلام وسپاس به رهبرمستضعفان جهان الامر زمان روح الله الموسوی الخمینیآغاز می کنم .

سخنی با دخترم سمیه جان :

نماز وروزه را بجای آر، جهاداکبر را درخودت پیاده کنوسفر رافراموش نکن . اصل اساسی اسلام یعنی روحانیترا اطاعت کن وقدر آن را بدان .

پدر ومادر بزرکم برای من دعا کنید واز امام حسینبخواهید از خدا بخواهد مرا ببخشد ، ای باز ماندگانمبرای شادی روحم شادی کنید بگوئید، بخندید ، بذلهکنید تالرزه بر اندام زر ، زور ، تزویر تاریخ بیفکند ،شمارا به امام حسین (عقسم بخندید شادی کنید تادشمن شکن شوید تا مستکبرین تاریخ بگریزند ، تمامدوستان وآشنایان را سلام برسانید واز همةآنان راضیهستم وبگوئید مرا ببخشند.

زندگی در قصر شهد ، شرینی (شهادت)است وبس .

⬇️⬇️
به خانم ها بگویید که حجاب را رعایت کنند و بگویید که شهدا ما را می بینند ،
این خانم هایی که حجاب را ندارند چگونه میتوانند جواب شهدا را بدهند ؟!
شهدا از ما میخواهند که راهشان را ادامه بدهیم
شهدا جزء بهترین مخلوقات خداوند هستند و فطرتشان پاک و مطهر بود و خانواده یکی از علت های این پاک ماندن و بودن فطرتشان شد ،
خداوند انسان هایی را آفرید که عاقبت شهید شدند ، انگار خدا آنان را برای شهادت آفریده بود ،
نمونه ی برادرم ( شهید قنوتی ) در اقوام اصلا نداشتیم .

🗓 پنج شنبه ، ۲۴ تیر ۱۳۹۵
گلزار شهدای آبادان

سیزدهمین یادواره سردار شهید حسین امامی

| سه شنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۴، ۰۱:۳۱ ب.ظ

شهید امامی

خط شکن عملیات والفجر 8

| دوشنبه, ۱۲ بهمن ۱۳۹۴، ۱۰:۳۴ ق.ظ

همه ساله با فرا رسیدن بهمن ماه و آغاز دههء فجر مناسبت دیگری نیز همراه می شود و آن هم سالگرد عملیّات عظیم والفجر ٨ می باشد. اما متأسفانه به قول یکی: «جنگ مردمی اداره شد، امّا مردمی روایت نشد!» و صحنه گردان های جنگ کسان دیگری معرفی شدند، در حالی که به قول نویسندهء وبلاگ باشهیدان آبادان: «کیست که نداند اعضای تیمهای خط شکن عملیّات که از تیپ امام حسن مجتبی(ع) و تیپ ٧٢ محرم، به لشکر ٢۵ کربلا مأمور به خدمت شده بودند، همگی بچه های آبادان بودند؟...» و از آن جملهء خط شکنان این است:

شهید هدایت الله رحمانی کُرکِوَندی

سردار شهید هدایت الله رحمانی کرکوندی

شهید یاسینی در یک جمله

| سه شنبه, ۱۵ دی ۱۳۹۴، ۰۳:۵۸ ب.ظ

به یاسینی خیلی امیدوار بودم.

مقام معظم رهبری


یاسینی

۱۵ دی ماه سالروز شهادت فرزند آبادان ،

سرلشکر خلبان سید علیرضا یاسینی

معاون هماهنگ کننده نهاجا گرامیباد.

یادی از شهید علیرضا والا ازادپود

| دوشنبه, ۹ آذر ۱۳۹۴، ۱۱:۱۲ ب.ظ

نهم اذر سالروز شهادت بسیجی دلاور فرمانده شجاع و سردار سرافراز سپاه ابادان

شهیدا علیرضا والا ازادپور گرامی باد.

دل نوشته فرزند شهید :

باز هم پائیز .باز هم هوای سنگین اذر ماه باز هم بغض فرو خفته در گلو .

نیا نیا اذر نیا ...نهم اذر نیا دوستت ندارم نیا

پدر نبودنت باهیچ چیز جبران نمی شود.با هیچ کس و با هیچ ...

 

جمله ای از فرمانده گمنام

| جمعه, ۲۷ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۵۵ ق.ظ

جمله ی از  شهید حسین امامی فرمانده دلیر اسلام

به نقل از مهدی نوری بوشهری خواهر زاده شهید امامی


" انشالله اگر در این دنیا فرزندانمان را خوب تربیت کنیم خداوند در آن دنیا گناهان ما را می بخشد "

شهیدامامی


شهید جهانگیر شیردم

| سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۱۸ ق.ظ
  • نام: جهانگیر
  • نام خانوادگی: شیردم
  • نام پدر: محمد
  • تاریخ تولد: 1335
  • میزان تحصیلات: دیپلم
  • تاریخ شهادت: 1362/12/12
  • محل شهادت: جبهه خیبر(جزایر) مجنون
  • نام عملیات: پدافندی

جهانگیر در آبادان به دنیا آمد. چون پدرش کارمند شرکت نفت بود به همراه خانواده به تهران نقل مکان کرد و تحصیلات خود را در تهران گذراند و در رشته ریاضی  فیزیک فارغ التحصیل شد.

خدمت سربازی او مصادف با دوران انقلاب بود و به فرمان امام که فرمودند: ارتش را ترک کنید از خدمت فرار کرد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوره سربازی را به پایان رساند. پس از آن در کمیته انقلاب اسلامی منطقه ۱۶ تهران مشغول به کار شد و همانجا ازدواج کرد. پس از مدتی به لار آمد و برای شش ماه در جهاد سازندگی مشغول خدمت شد.

عصر آبادان: مراسم یادواره سردار شهید امامی و شهدای منطقه آحمد آباد آبادان شامگاه جمعه ۲۲ اسفند در آبادان برگزار شد.

  یادواره سردار شهید امامی و یکصد شهید احمدآباد آبادان برگزار شد

به گزارش عصر آبادان ، در این مراسم که با حضور مسئولان ، پیشکسوتان ، خانواده شهدا و جوانان در تالار مهر آبادان برگزار شد، پیراسته از همرزمان شهدا به بیان خاطرات و مطالب پیرامون حوزه جهاد و شهادت پرداخت.

همچنین زندگینامه و تصاویر شهید امامی در این برنامه به نمایش در آمد.

ضمن اینکه گروه تواشیح نورالهدی به اجراء قطعه شهید پرداخت. سپس یکی از بسیجیان پایگاه شهید امامی به روی سن رفت تا اشعار و مدیحه سرایی خود را به اجرا در آورد.

همچنین عبدالرضا قاسمی عضو فعلی شورای شهر آبادان و فرمانده اسبق ناحیه مقاومت بسیج آبادان که از پیشکسوتان دفاع مقدس میباشند با حضور بر روی سن به خاطره گویی پرداختند.

در پایان این مراسم ، قرعه کشی با نام مبارک شهدا انجام شد و در پایان به ۸ نفر کمک هزینه سفر مشهد اهدا شد.

گفتنی است حجج الاسلام و المسلمین ابراهیمی پور  و دهدشتی ، سیدحسین دهدشتی نماینده مجلس،عساکره فرمانده ناحیه مقاومت بسیج آبادان ، مکوندی و قاسمی از اعضای شورای شهر ، علوانی سرپرست اداره ارشاد اسلامی آبادان و ثامرچنعانی مدیر مرکز فرهنگی دفاع مقدس خرمشهر از جمله مدعوین حاضر در این برنامه بودند.

زندگینامه سردار شهید حسین امامی

| چهارشنبه, ۲۰ اسفند ۱۳۹۳، ۰۴:۵۹ ب.ظ

در خانواده ای پر فضیلت قدم به عرصه ی وجود گذارد. نامش را حسین گذاشتند تا روزی همانند سید و سالار شهیدان امام حسین علیه السلام خون خود را تقدیم به اسلام نماید.

در بیست و ششم آذر ماه سال 1336 در شهر آبادان متولد شد. کودکی فوق العاده زیبا و دوست داشتنی که تولدش سبب خیر و برکت در خانواده گردید. دوران تحصیلات خود را با موفقیت پشت سر گذاشت. سال 1353 موفق به اخذ دیپلم طبیعی گردید.

جوانی که به مهربانی و صفا و صمیمیت شهرت داشت در سال های قبل از انقلاب ندای «هل من ناصر» امام را به گوش جان شنید و در زمره ی یاران او قرار گرفت و با شرکت در راهپیمایی ها همراه و همگام با مردم خداجوی جزء تاریخ سازان ایران زمین شد.


شهیدحسین امامی

با بارور شدن درخت تناور انقلاب اسلامی به جمع مدافعان فرهنگی و امنیت انقلاب پیوست و در برپایی امنیت در شهر آبادان نقش چشمگیری داشت. با هجوم ارتش تا به دندان مسلح عراق او به اتفاق برادر و همرزمانش به دفاع از مرزهای کشور پرداخت که در همان ابتدای جنگ برادر دلاورش حمید در آبادان شهید شد و شهر آبادان را به عطر شهادت معطر کرد.

وی به لحاظ حضور مستمر در جبهه همراه با توان بالای نظامی او به مسئولیت های مختلف منصوب شد و تا زمان شهادت در گوشه و کنار کربلای جنوب جانانه جنگید و سرانجام در حالیکه جانشین عملیات قرارگاه نجف را به عهده داشت در شرق دجله در تاریخ 23/12/63 در عملیات بدر به مولایش حسین علیه السلام اقتدا نمود و کربلایی شد.

همسر شهید : اینها معصوم به دنیا نیامدند ، بلکه خود را مطهر کردند . ذکر خصوصیات این شهیدان بزرگ تا آنجا اهمیت دارد که آن عمل شود در غیر اینصورت باید بدانیم که بیان این مطالب شهیدان عزیزمان را خوشحال نمی کند .
ازدواج : مراسم ازدواجش بسیار ساده بود و لباسی به تن داشت چنانچه اگر او را نمی شناختی ، داماد را از دیگران تشخیص نمی دادی .
نکته ای از هزاران : سرهنگ احمد تیربند از همرزمان نزدیک شهید نکته ای در مورد حضور قلب از شهید را چنین نقل می کند : هنگامی که سر به سجده می گذاری بلافاصله ذکر را نگو . بگذار لحظاتی بگذرد و سپس ذکر را قرائت کن که درحضور قلب و توجه تاثیر خوبی دارد.
شهادت :

او در آب شهید شد و به فرموده پیامبر (ص) : اجر شهید در آب 2 برابر شهید در خشکی است.
قسمتی از وصیتنامه شهید :

باورداشته باشید اگر روز با دیده بصیرت ، این امت و خصوصا برادران سپاه و بسیج لباس های خود را از تن در بیاورند و آن را بشویند از آن ها خون خواهید چکید و این خون ها ، خون شهید است و بس . و هر چه مسئولیت فرد در این جمهوری سنگین تر باشد خون بیشتری خواهد چکید که به حق سنگینی خون شهدا برگرده شما مسئولین (بالاخص برادران سپاهی ) خواهد بود .
همیشه در حساب های زندگیتان جائی برای پاسخگویی به خداوند در قبال پاسداری ازخون شهدا باز نمائید .جداً دقت کنید ما که شعار می دهیم پاسداری ازخون شهید ، آیا تمام توان (باموالهم و انفسهم)خود را در جنگ نابرابر بکار گرفته ایم.


کانون ایثار و شهادت آبادان

مسجدامام محمدباقر(علیه السلام)

یادواره سردار شهیدحسین امامی و 100 شهید احمدآباد

| يكشنبه, ۱۷ اسفند ۱۳۹۳، ۰۹:۰۴ ب.ظ


برخوردهای حسینعلی حیدری و اخلاق و محسناتش

| دوشنبه, ۱۱ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۰۱ ب.ظ

بسیار کم حرف بود بیشتر از گفتار دیگران استفاده می کرد و زود لبخند می زد و می خندید ، اهل نزاع و درگیری و برخوردهای نا اهل نبود واقعاً متواضع و فروتن بود . یکی از روزهایی که خواستم به محله ی کارون منزل سید سر بزنم درب را باز کرد و خیلی هم عجله داشت میخواست با خانمش از شهر خارج بشه و جایی بروند که تا از ماشین لندکروز پیاده شدم دیدمش گفتم : کجا ؟ گفت : میخواهیم بریم مسافرت . گفتم ناهار نخوردیم . گفت : چیزی نمونده کمی تو سفره بود که ریختمش تو زباله دم درب خونه ، که شروع کردم داخل زباله گشتن با اینکه دلش نگرفت ولی چند لقمه ای را برداشتم و خواستم بخورم حالش بهم ریخت و رفت تو خونه و طبق معمول گفت : مسخره چکار می کنی؟ بزار برم تو خونه ببینم چیزی پیدا می شه که تو زباله را نخوری ، قصدم اذیت کردنش بود و خندیدنش و دوست داشتم کمی گپ بزنیم و لحظه ای بخندیم که سوژه ای شده بود که تو منطقه ی فاو هم که دیدمش خاطرات زباله و ته مانده غذا را شرح می داد که حسن چه جوری دلت اومد تو اون زباله را بگردی و باقیمانده غذا را بخوری ؟ که من از دوران فصلی که عراقی ها می آمدند و شبانه ته مانده غذاهای ما را می خوردند براش شرح دادم ( اسرای پراکنده تو نیزارها ) سربازهای عراقیها و گرازها می آمدند و از باقیمانده غذاهای ما که دور می ریختیم می خوردند و دوباره شبانه می رفتند تو نیزارها قایم می شدند و نمی آمدند خودشون اسیر کنند و معرفی کنند . یادش بخیر آقا سید عزیز بسیار دوست داشتنی و عزیز بود . روحش شاد و یادش گرامی . الفاتحه                                                                                                              

 عکس یاد شده شهید حسینعلی حیدری و جانباز رضا شرفی

 

عکسی از نهمین یادواره سردار شهیدحسین امامی

| چهارشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۳، ۰۳:۵۴ ب.ظ

به استقبال یادواره سردار شهید حسین امامی

در دهه آخر اسفندماه 93

مسئولیت های شهید یاسینی

| سه شنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۳، ۱۱:۱۸ ب.ظ



این شهید بزرگوار در طول دوران حیات خود بجز این که همواره به عنوان افسر خلبان کابین جلو اف 4 خدمت می‌کرد، مسئولیت‌های فروانی هم داشت که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

فرمانده عملیات پایگاه سوم شکاری همدان
فرمانده پایگاه های شکاری همدان و چابهار از سال های 1363 تا 1365
افسر هماهنگ کننده آموزش خلبانان ایرانی در پاکستان در سال 1364
فرمانده پایگاه ششم شکاری بوشهر در سال 1367
مدیریت جنگ الکترونیک و معاون عملیاتی نهاجا (اواخر سال 1369)
فرمانده منطقه هوایی شیراز در سال 1371
معاون هماهنگ کننده و رئیس ستاد نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی از 10/10/1372 تا زمان شهادت

پروازهای متعدد جنگی او در نیمه دوم سال 1359 و نیمه اول سال 1360، دو سال ارشدیت برایش به ثبت رسانید و درجه نظامی اش از سروانی به سرگردی ارتقاء یافت.

همچنین شهید یاسینی 7 مورد تشویق در دستور، 5 مورد ارشدیت جمعی به مدت 60 ماه و اعطاء 2 مورد نشان درجه 2 فتح(از دست مقام معظم رهبری) در دوران حضور درخشانش در صحنه های سرنوشت ساز جنگ تحمیلی دریافت نمودند


فرزند سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی گفت: مقام معظم رهبری توجه و عنایت خاصی به پدرم داشتند.
خبرگزاری فارس: شهید یاسینی مورد توجه خاص مقام معظم رهبری بود

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، بهروز یاسینی در حاشیه نخستین کنگره سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی و 66 شهید خلبان خوزستانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در محل سینما نفت آبادان، صبح امروز در جمع خبرنگاران اظهار کرد: 10 ساله بودم که پدرم را از دست دادم، خبر شهادت پدر را سیداحمد خمینی به ما دادند.

وی اضافه کرد: هنگامی که ایشان به منزل ما آمده بودند تا خبر شهادت را به ما بدهند، من بر روی یک زانوی وی و خواهرم بر روی زانوی دیگر ایشان نشسته بودیم، ایشان در ابتدا گفت که پدرم تصادف کرده، اما اندکی بعد گفتند که اگر قول دهی که گریه نکنی من به شما چیزی بگویم و پس از گرفتن قول خبر شهادت را به ما دادند.

فرزند سرلشکر خلبان شهید علیرضا یاسینی تصریح کرد: مراسم تشییع پدرم با حضور مقام معظم رهبری برگزار شد، ایشان دو روز پس از تشییع پیکر پدرم به منزل ما آمدند و خواستند تا آلبوم‌های عکس پدرم را برایشان بیاوریم، مقام معظم رهبری وقتی عکس‌هایی که پدرم در کنار ایشان بود را دیدند به یک باره اشک از چشمانشان سرازیر شد.

وی یادآور شد: پدرم فردی صادق، مردمی و با پشتکار بود و از این بابت بود که مقام معظم رهبری فرمودند من به این شهید ایمان دارم و دلگرم هستم.

یاسینی گفت: پدرم یک ساعت بند طلایی داشت که هدیه مقام معظم رهبری به وی بود، تنها یادگار ما از پدر همان ساعت بند طلایی است که اکنون بندش سوخته، شیشه‌اش شکسته و عقربه‌هایش ساعت 9 و پنج دقیقه شب را نشان می‌دهد و این نشان از ارادت پدرم به مقام عظمای ولایت بود و تا آخرین لحظه پیوند خود را با رهبری حفظ کرده بود.

وی افزود: بر همین اساس جمعی از هنرمندان بوشهری در حال تهیه و تدوین فیلمی تحت عنوان «9 و پنج دقیقه» از حماسه آفرینی‌ها و دلاورمردی‌های پدرم در عرصه دفاع از کیان جمهوری اسلامی هستند.

فرزند سرلشگر خلبان شهید علیرضا یاسینی همچنین عنوان کرد: از تمام کسانی که کوشیدند و حمایت کردند تا پس از 21 سال که از شهادت این شهید بزرگوار می گذرد نام، یاد و خاطره او و سایر خلبانان شهید در اذهان زنده شود، قدردانی می‌کنم.

به گفته وی، زنده نگه داشتن یاد شهدا کمتر از شهادت نیست.


امام جمعه آبادان گفت: همواره نام سرلشکر خلبان شهید علیرضا یاسینی بر تارک آبادان درخشان است.

خبرگزاری فارس: نام سرلشکر خلبان شهید یاسینی همواره بر تارک آبادان درخشان است

به گزارش خبرگزاری فارس از آبادان، حجت‌الاسلام علی ابراهیمی‌پور در حاشیه نخستین کنگره سرلشکر خلبان شهید علیرضا یاسینی و 66 شهید خلبان خوزستانی نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در محل سینما نفت آبادان، در جمع خبرنگاران اظهار کرد: احیای نام و یاد شهدا در راستای پاسداشت ارزش‌ها مهم و ارزشمند است.

وی اضافه کرد: نام شهدا، احیای نفس کشیدن نام ارزش‌ها در این منطقه است.

امام جمعه آبادان تصریح کرد: استان خوزستان در بخش نیروی هوایی در زمان جنگ تحمیلی 66 شهید اعم از سرلشگر، سرتیپ، سرگرد، سروان، ستوان یکم و سرباز را تقدیم نظام و ملت ایران اسلامی کرده است که نیمی از آنها آبادانی هستند.

ابراهیمی‌پور یادآور شد: سرلشکر خلبان شهید علیرضا یاسینی 2 هزار و 759 پرواز انجام داد که از این تعداد 90 مورد آن جنگی بوده است، وی هفت مورد تشویقی داشته اند.

وی در پایان از تمام دستگاه‌های اجرایی که در برگزاری این کنگره عظیم همکاری کردند، قدردانی کرد.

اثرات شهادت از دیدگاه شهید حسین امامی

| جمعه, ۲ آبان ۱۳۹۳، ۰۵:۲۵ ب.ظ
اثرات شهادت:

تأثیر شهادت بر روی خود انسان .

2. تأثیر شهادت بر روی دوستان.

3.  تأثیر شهادت بر روی مخالفین و منافقین.

شهادت (آمادگی برای شهادت) چه تأثیری بر روی اخلاق و سیر و آرزوهای انسان دارد؟

انسان درقفس است و میله های قفس رشته های آرزوی اوست. آرزوست که انسان را محدود و اسیر می کند.

سرچشمه اسارت انسان آرزوهایش می باشد، چرا انسان با اینکه در هستی است ولی بفکر هستی نیست؟ .... آرزوست .

صحبت ، تصمیم گرفتن ، موضع گرفتن و ... ناشی از آرزویش می باشد و هر کسی که یک محبسی دارد چون آرزوهایش متفاوت است.


استقبال گسترده مردم از این مراسم حال و هوای خاصی به مرکز شهر اهواز بخشیده بود،و پس از ماه ها بار دیگر عطر شهیدان در خیابان های اهواز پیچاند.

به گزارش رهیاب،صبح امروز مراسم تشیع پیکر مطهر سومین مدافع حرم  اهواز شهید جبار دریساوی با حضور چشمگیر مردم شهید پرور اهوازبرگزار شد.

 

این مراسم که با قرائت نماز بر روی پیکر مطهرشهید آغاز شد با تشییع شهید توسط مردم تا چهارراه زند ادامه پیدا کرد و پس از آن پیکر مطهر این شهید به آرامگاهش در بهشت آباد اهواز در کنار مزار شهید علی هاشمی منتقل شد.

استقبال گسترده مردم از این مراسم حال و هوای خاصی به مرکز شهر اهواز بخشیده بود،و پس از ماه ها بار دیگر عطر شهیدان در خیابان های اهواز پیچاند.

سردار احمد خادم سیدالشهدا فرمانده قرارگاه کربلا در گفتگو با رهیاب در حاشیه مراسم تشییع گفت: جبار دریساوی در دوران دفاع مقدس یکی از فرماندهان شجاع و دلیر بود که مراتب فرماندهی و مدیریت را در دوران دفاع مقدس در گردان امیرالمومین گردان جعفرطیار طی کرد.

وی به عنوان فرمانده دسته و گروهان در عملیات های مختلف در خوزستان و کردستان نقش آفرینی کرد وبعد از جنگ در تیپ حضرت حجت فرمانده گردان بود.

فرمانده قرارگاه کربلا گفت: روحیه شهادت طلبی و ایثار او بین بچه ها زبانزد بود جبار خیلی خوش اخلاق بود و نسبت به مسائل دینی و شرعی تقید خاصی بود وی از خدمتگرازان عزای سیدالشهدا بود و سیره اش دیدار و سرکشی به خانواده های شهدا در اهواز و سایر شهرستان ها بود .

 

گفتنی است دکتر مقتدایی استاندارخوزستان،آیت الله حیدری نماینده مردم خوزستان در مجلس خبرگان و سایر مسئولین نظامی و محلی در این مراسم همراه با اقشار مختلف مردم حضور داشتند.