نسل طوفان

وبلاگی برای معرفی شهدای آبادان و خرمشهر

وبلاگی برای معرفی شهدای آبادان و خرمشهر

دنبال کنندگان ۱ نفر
این وبلاگ را دنبال کنید

شهید جهانگیر شیردم

| سه شنبه, ۲۴ شهریور ۱۳۹۴، ۰۸:۱۸ ق.ظ
  • نام: جهانگیر
  • نام خانوادگی: شیردم
  • نام پدر: محمد
  • تاریخ تولد: 1335
  • میزان تحصیلات: دیپلم
  • تاریخ شهادت: 1362/12/12
  • محل شهادت: جبهه خیبر(جزایر) مجنون
  • نام عملیات: پدافندی

جهانگیر در آبادان به دنیا آمد. چون پدرش کارمند شرکت نفت بود به همراه خانواده به تهران نقل مکان کرد و تحصیلات خود را در تهران گذراند و در رشته ریاضی  فیزیک فارغ التحصیل شد.

خدمت سربازی او مصادف با دوران انقلاب بود و به فرمان امام که فرمودند: ارتش را ترک کنید از خدمت فرار کرد و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی دوره سربازی را به پایان رساند. پس از آن در کمیته انقلاب اسلامی منطقه ۱۶ تهران مشغول به کار شد و همانجا ازدواج کرد. پس از مدتی به لار آمد و برای شش ماه در جهاد سازندگی مشغول خدمت شد.

« خیلی خوش اخلاق بود. به پدر و مادرش بسیار احترام می گذاشت. از دروغ  پرهیز می کرد و به همه توصیه می کرد که در هیچ شرایطی دروغ نگویند چه بسا که یک دروغ کوچک  فاجعه ای ببار آورد. هنگامی که در تهران بود در کلاسهای طلبگی حاضر می شد. » (خانواده شهید)

سال ۵۹ به عضویت سپاه در آمد و پس از به شهادت رسیدن  برادرش بیژن، بهمن ماه سال ۶۰ داوطلبانه از سوی سپاه پاسداران تهران به جبهه اعزام شد و تا زمان شهادت بطور مستمر و مداوم در جبهه های طلائیه، جزیره مجنون و به عنوان مهندس رزمی در سرپل ذهاب، قصر شیرین و بوانرود حضور داشت.

« اسمش جهانگیر بود. ولی در جبهه به دوستان توصیه می کرد او را حسین صدا کنند. یکی از دائی هایش که با وی در جبهه بود از مدیریت ایشان در جبهه تعریف می کرد. وی علاقه زیادی به خواندن قرآن و نماز شب داشت و در مسابقات قرائت قرآن که در جبهه برگزار می شد شرکت می کرد. »

(همسر شهید)

به عنوان معاون گردان مهندسی قرارگاه نجف در عملیاتهای والفجر۶ و۷ شرکت داشت. تا اینکه در عملیات خیبر به عنوان معاون گردان کمیل مشغول نبرد شد. « ایشان فرماندهی گروهی را بر عهده داشت و جانشین قائم مقام مهندسی رزمی سپاه بود و به درست کردن جاده، سنگر، حمام صحرایی و … می پرداخت.

« … می بایست جلو قسمتی از جاده را خاکریز می زدند. راننده بیل مکانیکی در حال خاکریز زدن به شهادت می رسد. جهانگیر برای ادامه کار پشت بیل مکانیکی می نشیند و شروع می کند به خاکریز زدن که بر اثر اصابت کالیبر ۵۰ به زمین می افتد و به گفته همرزمانش پس از اینکه چند  قدمی او را  به کنار می کشند گلوله دیگری می خورد و به شهادت می رسد. چون حمله دشمن سنگین بوده نتوانستند او را به پشت جبهه بیاورند و پیکرش در شیاری در منطقه طلائیه رها شده و به عقب بر می گردند. وقتی از شهادت ایشان با خبر شدم آن لحظه باور نمی کردم؛ به برادرشان گفتم: اگر شوهر من شهید شده       می خواهم جسد او را ببینم  و چون جسدی وجود نداشت، سکوت کرد.« تا اینکه برادرش نواری را که نحوه شهادت ایشان را از زبان همرزبانش ضبط کرده بودند برای من آوردند … »(همسر شهید)

پس از ۱۸ سال انتظار در خردادماه سال۸۰ پیکر مطهرش شناسایی و در لار به خاک سپرده می شود. جهانگیر دومین شهید  از مجموع چهار شهید خانواده شیردم محسوب می شود. روحشان شاد .

« … من آگاهانه و هوشیارانه برای رضای خدا به جبهه آمده ام و برای رضای او خود را برای شهادت آماده کردم. از تمامی دوستان و آشنایان حلالیت می طلبم و برای همه آرزوی  موفقیت می کنم و همه را دعا می کنم. همانگونه که شرع اسلام می گوید با مسائل برخورد کنید. »(وصیت نامه)

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی